ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 |
8 | 9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 |
15 | 16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 |
22 | 23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 |
29 | 30 |
توصیه روان شناسان رشد بر این است که همه بچه ها در حول و حوش سه سالگی راهی مهد کودک بشوند تا مهارتیهای ارتباطی شان تکمیل شود و سازگاری و تعامل درست با دیگران را تمرین کنند.
اما این یک فرمول کلی است و ممکن است برای هر بچه ای صادق نباشد
یکی از این بچه های خارج از فرمول، دخترک بهاری من است.
دخترک بهاری از همان 2- 3 ماهگی که کم کم نسبت به محیطش هوشیار شد بسیار اجتماعی بود و نشانه های رفتاری از خود بروز میداد که گویای این حقیقت بود که داشتن رابط عمومی قوی، یکی از شاخصه های شخصیتش محسوب میشود.
وقتی توی کالسکه مینشست و بیرون میبردمش، با همه آدمهای بیرون از خانه رابطه بر قرار میکرد. از سبزی فروش و ماست بند و بقال و بزار گرفته تا دکتر و پلیس و آتشنشان، با همه خیلی سریع ارتباط میگرفت و دوست میشد.
کم کم که بزرگتر شد و توانست روی پاهای خودش تاتی تاتی کند، دستش برای دوست پیدا کرن و ابراز علاقه به مردم بازتر شد. وقتی پارک میرفتیم، دوان دوان خوش را به بچه ها میرساند، بغلشان میکرد، موهایشان را نوازش میکرد و می بوسیدشان.
البته همیشه هم این مراسم روبوسی با اهالی پارک بدون اشکال برگزار نمیشد. بعضی از بچه ها که روابط اجتماعی ضعیف تری داشتند و درونگرا بودند، شوق دخترک برای ارتباط گرفتن و دوست شدن با خودشان را پس میزدند.
آنهایی که در خانه با اشکال خشونت خانگی بیگانه نبودند، میترسیدند و به خیالشان، دخترک قصد آزار رساندن به آنها را داشت
بعضی از بچه های پرخاشگر هم دخترک را هل میدادند یا موهایش را میکشیدند
گاهی هم بعضی از والدین ناآگاه، به خیال اینکه کودکشان در معرض خطر است، مداخله میکردند و جمله های مخرب و منفی میگفتند.
از طرفی میدیدم چنین رفتارها و اتفاق هایی اثرات ویرانگری روی دخترک میگذارد، از طرف دیگر هیچ راه حلی برای پر کردن ساعات تنهایی دخترک و پیدا کردن همبازی مناسب برای او به ذهنم نمیرسید. دور بودن از خانواده و فامیل زمانی که زوج ها بچه دار میشوند، بیشتر مشکل ساز میشود.
کلاسهای مادر و کودک گزینه های خوبی میتوانستند باشند. اما جایی که من زندگی میکنم، یکی دو تا کارگاه مادر و کودک بیشتر وجود ندارد. آن هم فاصله اش تا خانه زیاد است و من نمیخواستم به جای درست کردن ابرو، بزنم چشم را هم کور کنم و خستگی ناشی از دوری راه هم به مشکلاتم اضافه شود.
با چند مشاور و افراد با تجربه و صاحب نظر صحبت کردم و سرانجام به این نتیجه رسیم با توجه به شرایط دخترک و مشکلات اخیر خودم، بهترین راه حل این است که دخترک بهاری ام راهی مهد کودک شود.
از چند تا مهد کودک دیدن کردم، با مسئولینش حرف زدم و مزایا و معایب هر کدام را فهرست کردم و آخرش مهدی را انتخاب کردم که به روش مونته سوری فعالیت میکند، مربی شیرخواره هایش بسیار با حوصله و مهربان است، هر روز برای بچه ها غذای گرم سرو میشود و هر چهارشنبه جشن با موسیقی زنده اجرا میشود
حدود سه هفته است که دخترک مهد میرود و همه چیز تا حالا عالی پیش رفته
تبریک میگم دوست عزیزم.باور کن از پستهایی که اخیرا گذاشته بودی به این فکر افتاده بودم که ماشالا دخترک در یکسری از مهارتها و تعاملات با دیگران و خانواده از سنش جلوتره.تصمیم عالی گرفتی و کاملا در مورد اینکه هر بچه ای در یه سنی آمادگی رفتن به مهد داره موافقم.پسر یکی از بستگانم داره وارد 5 سال میشه و مادرش هنوز موفق نشده پسرک رو برای حتی یک ساعت مهد بزاره.خیلی خیلی خوشحال شدم.منم خیال دارم پسرم رو به زودی آماده کنم برای مهد رفتن.چون حس میکنم دیگه وقتش شده.امیدوارم خوشش بیاد.
امیدوارم از تجربه مهد رفتن پسرک لذت ببری:)
به مربیش خیلی دقت کن. چون مهمترین موضوع برای مهد رفتن بچه ها مربیشونه
مربی دخترک خیلی با حال و حوصله هست. مثلا اگر هوا خوب باشه میبردش توی حیاط، روی چرخ و فلک مینشونه و دونه دونه خوراکی بهش میده که با بازی غذاشو هم بخوره
به به چه اتفاق خوبی
اجتماعی بودن کودکان نعمت بزرگی هست مخصوصا برای مادران شاغل
مهر آفرین عزیز با اجازه لینکتون کردم
ممنون دوستم
منم این کارو میکنم
به وبلاگتون سر زدم اما فکر کنم بلاگفا نظرمو ثبت نکرد:(
ناز نازی دخترک بهاری... وقتی اذیت نشده و اذیت نکرده یعنی دقیقاً وقتش بوده. از تصورش که چهارشنبه ها با اون قد و هیکلش نانای می کنه دلم ضعف میره
:))))))
ممنون از راهنماییت.حتما اینکارو میکنم
سلام به همه دوستان
موسسه مادران امروز دارای یکسری کارگاهها و گامهایی است که از جملهی آن "رفتار با نوجوان"، "رفتار با کودک"، "روابط زناشویی" است که میتوانید به این سایت مراجعه کرده و اطلاعات بیشتری بگیرید و میتوانید در این کلاسها شرکت نمایید.
گامها کلاسهایی هستند که چند جلسه است که در هفته 1 روز تشکیل می شود.
کارگاهها کلاسهای تک جلسهای یا دو جلسهای هستند.
:)
مهر افرین جان سلام.
من همونی هستم که یکبار بابت دکتر اقایی بهم اطلاعات دادی و ازت ممنونم عزیزم.
یه راهنمایی دیگه هم میخوام ازت....میشه ادرس مهد گل دخترت رو برام بذاری خانمی؟
پسر منم سه سالشه و فوق العاده اجتماعیه ولی منم بدم نمیاد بذارمش مهد اگه جای واقعا خوبی باشه.
چون نوشته هات رو میخونم به حسن سلیقت اطمینان دارم.
سلام عزیزم
بله یادم اومد:))
من مهد پرستوهای شادی میبرمش. ادرسشو برات میذارم توی وبلاگت عزیزم
خیلی ازت ممنونم خانمی ایشالا همیشه عالی باشید عزیزم.

اتفاقا همسایه خودمون هم تا وقتی ساکن اینجا بودند از 1/5 تا 4 سالگی همین مهد میبرد دخترش رو و راضی بود.
پسر منم فوق العاده انرژیکه و اگه از مریض شدنش نمیترسیدم همین فردا میذاشتمش مهد ولی ترجیح میدم تا بهار صبر کنم....
واقعا بابت راهنماییهات ممنونتم عزیزم همیشه شاد باشید
خواهش میکنم:))
آره مریض شدن بچه ها توی مهد یه معضل بزرگه
البته تجربه به من ثابت کرده که فرقی بین امسال که دخترک بهاری مهد کودک میره و پارسال که مهد نمیرفت و من توی هفت تا سوراخ قایمش کرده بودم وجو نداره! امسال هم عین پارسال مریض شده. به همون تعداد و شدت
سلام دوست عزیزم خوبی؟ دخترک بهاری خوبه؟ به یادت افتادم گفتم بیام اینجا چند کلمه بنویسم.امیدوارم در هر حالی و هر جایی هستی سلامت باشی و در کنار خانوادت..دخترک رو از طرف من ببوسش.
سلام وست عزیزم
ممنونم که به یادمی
ما خوبیم اما گرفتااااار:)) ممنون از دعای قشنگت. من هم آرزو میکنم همه جا و همه وقت شاد و سلامت و خوشبخت باشین